کوچه های دل

ياد ايامی

اين روزها مصادفه با بزرگداشت هشت سال دفاع مقدس  ،   ياد و خاطره عزيزاني كه به فرمان امامشان ، رهبرشان  و مقتداشان  جانفشاني كردند و با خون مقدسشون نهالي رو آبياري كردند كه امروزه ما ثمره ي اون  رو برادشت ميكنيم .

حالا پای  غيرتمان ياد باغبان  لاله ها هستيم؟ ، ياد اون جوي خوني كه به پاي اين درخت ريخته شد هستيم؟ ، ياد جونهاي كه دانشجو بودن هستيم؟ ، ياد جونهائي كه دانش آموز بودن هستيم؟ ، ياد اونائي كه تك پسر بودن و رفتن هستيم؟ ، ياد اونائي كه پدر بودن چي ، هستيم؟ ، ياد اونا نيستيم !!  ياد هدفشون هستيم؟ ،   ياد پدر مادراشون ، بچه هاشون و... هستيم ؟ الگو برداري چي ..، كرديم ؟ راستي از كوچه هاي كه گذر ميكنيم اسمشون رو سر در هر كوچه هست .. تو كوچه هاي دلمون چي هنوز اسمشون هست  ؟ تو محفلامون چي ازشون ياد ميكنيم ؟ خاطره هامون چي پاك شده؟  و يا نه بازم از اون خوبا خاطره ميگيم ... نمي دونم من كه خودم خيلي فاصله گرفتم ازشون ... خيلي وقتا دلم براشون تنگ ميشه ... يه زماني شب رو روزمون رو باهاشون سر ميكرديم غافل از اينكه اونا نفسشون عبادت بود ، رفاقتشون براي خدا بود ، و... بگذريم اين روزها كسي حوصله اين حرفا رو نداره همين كه عكسشون رو نشون ميدن و كمي شعر براشون ميخونن خوبه ديگه .... آره اونا توقعي هم ندارن ...   ولي وظيفه ي ما چي ؟

راستي يه سوال .. رفقاي شهدا همون بند سومي هاي وصيت نامه شهيد باكري رو ميگم اونا حالشون چطوره ؟ خبري ازشون  هست ؟ يا تو پيچ و خم زندگي روزمره گم شدن و تو گمنامي  درد ها رو بازم تنهائي ميكشن و كسي رو شريك نمي كنن ... در باغ شهادت باز باز است ... اينو اون اولا كه ميگفتن من تو فكر ميرفتم كه يعني چي ؟ يعني هر وقت خودتو اماده كردي براي شهادت امكانش هست ... حالا ميفهمم يعني چي .. اين در  رو شهدا باز نگه داشتن براي اينكه رفيقاشون  كه جا موندن  برسن ، اينا حجت شهدا هستن بين ما ...

خدا نگهدارشون باشه....

ياد و خاطره هشت سال دفاع مقدس و پيروزي در جنگ به  مدد نفس پاك امام شهدا و دستان پر توان و آينده ساز شهدا گرامي باد....

 

نوشته شده در ۱۳۸۳/٧/٤ساعت ۱٢:٥٠ ‎ق.ظ توسط کوچه های دل نظرات () |