کوچه های دل

 http://weblog.hajhamid.com/

در ادامه بحث قبلي در خصوص راههاي رسيدن به خدا به اين مطلب از علامه طباطبائي رسيديم كه :

يكي از اين  راهها معرفت نفس است كه بهترين راه و وجه موصل و اقرب طرق است .

يعني راهي كه عرفا پيش ميگيرند!

حال اين سوال پيش مي آيد كه اين راه چه راهي است و داراي چه مختصاتي  و برتري هائي نسبت به ديگر راهها است  كه راه اصلي و مطمئني براي وصال است . ؟

در باب معرفت نفس به اين جمله از حضرت امير ع بر ميخوريم كه مي فرمايند : من عرفه نفسه فقد عرفه ربه « هر كس خود را شناخت تحقيقا خدا را شناخته است » و حضرت اين شناخت  را برترين شناختها مي دانند « افضل المعرفه معرفه الانسان نفسه»

پس آن كس كه  راه عارفان را پيش ميگيرد ابتدا از خود شروع ميكند آنگاه كه خود را شناخت و فهميد چيست ؟ كيست ؟ و چه مي خواهد ؟ در جواب اين سوالها صلاح كار خود را خواهد دانست . بنظر من به اولين جوابي كه خواهد رسيد اين است كه او هيچ است ، ضعيف است ، فاني است و نيازمند ... حال كه به اين جواب ها رسيد به دنبال آن خواهد بود كه  همه چيز شود ، قوي شود ، باقي شود و رفع نياز كند . پس برويم به دنبال اين كه چگونه به اين پاسخها برسيم !!!!!

به اين شعر از عطار توجه كنيد

راه عشق او كه اكسير بلاست .... محو در محو و فنا اندر فناست

فاني مطلق شود از خويشتن .... هر دلي كو طالب اين كيمياست

گر بقا خواهي فنا شو كز فنا .... كمترين چيزي كه ميزايد بقاست

گم شود در نقطه ي فاني فنا ... هرچه درهردو جهان شد ازتوراست

بنابراين در راه رسيدن به همه چيز!  به يك كلمه مي رسيم به نام « فنا» پس  بايستي به درك اين معنا بپردازيم كه!   فاني در چه؟ ... هستي و وجود خود را در چه بايد  به نيستي تبديل كنند ؟ تا به هستي برسند .....

آنچه مسلم است اينكه عارف ميخواهد به كنه و حقيقت هستي كه خداست برسد و متصل گردد وآن را شهود نمايد . از نظر عارف كمال انسان به اين است كه با قدم سير و سلوك به اصلي كه از آنجا آمده است باز گردد و دوري و فاصله را با ذات حق از بين ببرد و در بساط قرب از خود فاني و به او باقي گردد .

در نوشته ي بعدي به توضيح كلمه ي فنا خواهم پرداخت ....

نوشته شده در ۱۳۸۳/۱۱/۱٥ساعت ۱٢:٤٤ ‎ق.ظ توسط کوچه های دل نظرات () |