کوچه های دل

جمعه شما چطور میگذره ؟!!!!

امروز جمعه است و من هم که یک جمعه کسل کننده رو پیش رو داشتم همینجوری از سر بیکاری گفتم یه پستی توی این کوچه های دل بیچاره بزارم شاید ... ای ... کسی از کوچه ی معشوقه ما گذشت و چیزی نوشت و حال ما رو برای جمعه های آینده کمی دگرگون نمود .

جمعه ها برای آدمهای که طول هفته رو سرکار میرن عرفا روز استراحته !  من  که اینطوریم ... بیشتر روز رو میخوابم  و استراحت میکنم ... غروب که میشه میزنم بیرون کمی پیاده روی توی بلوار طاقبستان  حال و هوای  غروب جمعه که همه میگن دلگیره رو عوض میکنه . این روز برای خوندن کتابهای رمان هم روز خوبی است گاهی میشه که یک کتاب۵٠٠ صفحه ای رمان رو میخونم  ... کمی کامپیوتر بازی هم بد نیست مثلا ولگردی تو صفحات وب و خوندن خبرهای عجیب و غریب دنیا ... اینها همه  جدای از بخش فوتبال تو پذیرائی با توپ کوچولوی پسرمه ... و داد و بیداد اهل خونه که  بجای تماشاچیان استادیوم ازش میشه یاد کرد .   در هر حال استراحت دادن به ذهنی که در طول یک هفته در گیر مسائل کار و مشکلات زندگیه امری لازم  و ضروریه ...

شما چی ؟

چیکار میکنید با این روز تعطیل ؟

 خیلی ها رو میشناسم که حتما این روز رو باید کار کنن  ، شما هم میشناسید .. . همیشه اونا رو دیدین ... آره ... کاسب کارهای دوره گرد در مراکز تفریحی رو میگم ... دست فروشها ... بستنی فروشها ... فلافل فروشها و.... گروههای مختلفی که بنا به نیازشون میان تو تفریحگاهها  تا لوازم تفریح ما رو کامل کنن ... اونهارو چطور نگاه میکنید ... بنظر شما اون بچه ای که بادکنک میفروشه و خودش در حسرت بازی با یکی از اونا تو فضای سبز در کنار خونواده اش هست به روزهای جمعه چطوری نیگاه میکنه ... یا  به لبهای اون بستنی فروشی که تو گرما چمنهای پارک رو قطعه قطعه زیر پا میزاره تا یه کیم بفروشه  تا حالا نیگاه کردین و...

میخوام بگم میشه یه روز جمعه رو هم با نیگاه کردن به اونها سر کرد تا شاید اگه تونستیم و سراغ داشتیم دست و دلمون هم نلرزید  به خونواده هائی هم که روز جمعه براشون هنوز معنی تعطیلی نداره کمک کنیم  تا اونها هم بتونن در  باره خاطره یک روز خوب  جمعه  وقتی دارن کنار هم بساط پهن میکنن  با هم حرف بزنن .

اینم پست بود نوشتم ؟!!!!!!!! من برم قدم بزنم  بهتره ..... یا علی

نوشته شده در ۱۳۸٧/٤/٢۱ساعت ٤:٢٥ ‎ب.ظ توسط کوچه های دل نظرات () |