کوچه های دل

 

من خشک خشک خشکم ، تو رود بار جاری

من یک سکوت تلخم تو یک سحر قناری

من یک شب غمی ام بی ماه بی ستاره

تو بامداد روشن تو صبح یک بهاری

در من ترانه ها بود شور جوانه ها بود

در تو هوای جنگل در تو صفای یاری

اینک شکسته بالم گمنام و بی جلالم

گم کرده آشیانه گم کرده برد باری

من سرد سرد سردم بنشسته چشم در راه

تاتو برایم ای دوست خورشید را بیاری

 

اللهم عجل لولیک الفرج

 

گاهی اوقات به غروب که میرسیم ، دلهامون میگیره ، قدیمی ها میگن جریان انتظاره و غصه های شیعه و سوز دلهائی که یک غروب رو باید به صبح انتظار دیگه ای وصل کنه . واقعا شیعه چقدر منتظره ؟  چگونه منتظره ؟ چه وقتهائی به یاد این انتظار و اون یار سفر کرده است ؟ چند روز پیش حضرت آیت الله امینی در باره این شکل انتظاری که پیش گرفتیم مطالبی فرمودند ... مضمونش این بود که ره به ترکستان است .... من فکر میکنم انتظار ابتدائا یک امر فردی است  یعنی این که یک مسلمان شیعه بایستی در خودش این اشتیاق رو ایجاد کنه ... یعنی چی ؟ یعنی اینکه  تصویر سازی که میکنه برای  لحظه ی ظهور ، بجای اینکه  در خیالش تماشا کنه  که امام عج چگونه میاد و چه می کنه و چی  میشه ... اول خودش رو ببینه ... آیا خوشحاله ؟ ترسیده ؟ هراس داره ؟  تو کدوم صفه ؟.... بعد وقتی جای خودش رو توی اون زمان حس کرد و دید ،  اگه خوشحاله و تو رکابه ، انتظار رو فهمیده وتو راهشه ، پس حالا وقته اونه که زمینه ساز بشه ، بره بسمت اصلاح جامعه  و آماده کردن زمینه های ظهور  .... اگه خدای نکرده نیست تو  اون وادی ها ازتو خیالش بیاد بیرون شروع کنه اصلاح خودش ....  تا منتظر بشه ... منتظر واقعی ... اونی که امام بهش افتخار میکنه .... خدا بهش افتخار میکنه ....

 

انشالله همه ی ما بتونیم جزء منتظران واقعی حضرت باشیم ....

 

ولادت با سعادت منجی عالم بشریت حضرت بقیه الله العظم روحی له الفداه  رو به همه ی مسلمین جهان تبریک عرض میکنم.

نوشته شده در ۱۳۸٧/٥/٢٤ساعت ٩:٢٩ ‎ب.ظ توسط کوچه های دل نظرات () |