کوچه های دل

 

 

                   سلام

      کوچه های دل چراغان میشود ؟!؟!؟ 

  • امروز یه حضور اتفاقی داشتم توی کوچه های دلم ,  همینطور که داشتم توی دلم چرخ میزدم  یهو سر از کوچه های دل درآوردم ، از اونجایی که به هر جا وارد میشی  باید سلام کنی  اومدم تو  یه  سلامی بکنم و برم دنبال کارو زندگیم که اینجا گیر افتادم واسه همین گفتم حالا که اومدم نزارم فاصله پستهائی که برای کوچه مینویسم یکسال  بیشتر بشه چون رمضان در راه و من سال قبل عید فطر مطلب نوشتم . فکر کردم چی بنویسم !؟
  • آهابزار اینو  بگم  >>>>> آقا ! ما یه لبیک زدیم به خدای مهربون  و اون یه بفرما به ما و در ماه رجب  سر از خونه اش درآوردیم . خلاصه چی بگم  هنوز باورم نمیشه رفتم و برگشتم چه صفائی ، چه وقاری ، چه  عظمتی ، به هر ترتیب رفتیم دلمون رو تبرک کردیم و برگشتیم . یه چیزائی تغییر کرده بود  که بعضی از اونا برام جالب بودن ، مثل نوع نگاه خودم به سفر حج  مثل سطح و شکل خواسته هام از خدا ، مثل نگاه مردم عربستان به ایران امروز ، مثل وحشت روز افزون حکومت عربستان از حضور ایرانیها در عربستان  ، مثل خیابونها ، ساخت و سازها ، متمدن شدن اعراب(جالبه مسواکهای چوبی که دائم در دهنشون بود امروزه دیگه جلد داره واسه اینکه میزارن تو جیبشون آلوده نشه)  اما یه چیز  اصلا تغییر نکرده بود  اونم بقیع مظلوم بود ، چهار قبر غریب  هنوز بی سایبان  ولی پر از زائر و پر از کبوترهای عاشق  که  مامور بودن سلام زائرین رو به بهشت ببرن خیلی دوست دارم در باره اونجا و حال و هواش بنویسم  حیف که قلمم ناتوانه میترسم مثل شکری که نمی تونم همیشه بجا بیارم تو توصیفش هم کم بیارم , خلاصه خیلی با صفا بود 
  •  این عکس رو خودم گرفتم یه زائر بود از ترکیه   وقت نماز صبح بود ، حالتش خیلی قشنگ بود  براتون میزام ببینید 

  •   راستی  جای همه ی اونائی که از کوچه های دلم عبور میکنن رو هم خالی کردم ....... یادشون بخیر ..... انشالله کوچه های دل اونا مثل کوچه های  خدا و رسولش  نورانی و پاکیزه و با صفا باشه  ...... یا علی 
نوشته شده در ۱۳٩۱/۳/٢٠ساعت ۱٢:۱٢ ‎ق.ظ توسط کوچه های دل نظرات () |