کوچه های دل

     

نه لب گشايدم از گل نه دل كشد به نبيد

چه بی نشاط بهاری كه بی رخ تو رسيد

نشان داغ دل ماست لاله ای كه شكقت

به سوگواری زلف تو اين بنفشه دميد

به ياد زلف نگونسار شاهدان چمن

ببين در آئينه ی جويبار گريه ی بيد

گذشت عمر و به دل عشوه می خريم هنوز

كه هست در پی شام سياه صبح سپيد

چه جای من كه در اين روزگار بی فرياد

زدست جور تو ناهيد بر فلك ناليد

بيا كه خاك رهت لاله زار خواهد شد

زبس كه خون دل از چشم انتظار چكيد

نوشته شده در ۱۳۸٢/۱٢/٢۸ساعت ۳:۳۸ ‎ب.ظ توسط کوچه های دل نظرات () |