پس از عاشورا (۲)

17.gifدفاع از فاطمه دختر امام حسين(ع)17.gif

يزيد كه سرمست از پيروزى بود، در شام مجلسى ترتيب داد، و همه سفرا و مقامات را در
آن مجلس دعوت كرد، تاپيروزى خود را در برابر آنان به نمايش گذارد. در آن مجلس
حوادثى روى داد كه به رسوايى يزيد انجاميد. يكى از آن حوادث دردناك جسارت مردى از
شام به فاطمه دختر امام‏حسين(ع) بود. در مجلس يزيد مرد شامى به فاطمه اشاره كرد، و به
يزيد گفت: «اين كنيز را به من ببخش!».17.gif

فاطمه با شنيدن اين سخن در حالى كه به شدت مى‏لرزيد، خود را به عمه‏اش زينب(س)

چسباند و گفت: «يتيم شدم، كنيز هم بشوم؟»17.gif

زينب(س) با شهامت كامل رو به مرد شامى كرد و گفت:

«به خدا دروغ مى‏گويى و رسوا شدى! نه تو و نه يزيد هيچ كدام قدرت به كنيزى بردن اين دختررا نداريد!»

يزيد با شنيدن اين سخن به خشم آمد و گفت: «به خدا دروغ مى‏گوييد! من چنين قدرتى رادارم و اگر بخواهم، انجام مى‏دهم.»

زينب(س) گفت:

«چنين نيست، به خدا سوگند! خداوند چنين حقى را به تو نداده است مگر اينكه از دين ماخارج شوى و آيين ديگرى را بپذيرى!»

يزيد از سخن حضرت زينب(س) به شدت خشمگين شد، گفت: «با من اينگونه سخن
مى‏گويى؟ پدر و برادرت از دين خارج شده‏اند!» 17.gif

زينب تاكيد كرد: «تو اگر مسلمانى، با دين خدا و دين پدر و برادر من، تو و پدر و جدّت
هدايت شده‏اى.»

يزيد گفت: «دروغ مى‏گويى اى دشمن خدا!»

زينب(س) فرمود:

«تو اميرى هستى كه ظالمانه ناسزا مى‏گويى و به خاطر قدرت خود زور مى‏گويى!»

يزيد از اين سخن شرمنده و ساكت شد. در اينجا بار ديگر مرد شامى به يزيد گفت: «اين دختر را به من ببخش!» 17.gif

يزيد گفت: «بس كن! خداوند مرگ ناگهانى برايت بفرستد.»

مرد شامى پرسيد: «مگر اين دختر كيست؟»

يزيد گفت: «اين فاطمه دختر حسين و آن زن، زينب دختر على بن ابى‏طالب است.»

مرد شامى گفت: «حسين فرزند فاطمه و على؟» 17.gif

وقتى پاسخ مثبت شنيد گفت:

«خداوند ترا لعنت كند اى يزيد! عترت پيامبرت را مى‏كشى و فرزندان او را اسير مى‏كنى؟
به خدا سوگند! من گمان مى‏كردم كه آنان اسراى روم هستند!»

يزيد گفت: «به خدا سوگند! ترا نيز به آنان ملحق مى‏كنم!» آن‏گاه دستور داد گردن
اورازدند
17.gif17.gif17.gif

برگرفته از كتاب عاشورا نقش بی همتای زينب س

نوشته ی  محمد حسين مهوري

/ 2 نظر / 5 بازدید
زيبا

اينجا خيلی قشنگه..ولی چرا قالب بهم ريخت...موفق باشيد در اهدافتان

mahoor_56

سلام دوست خوبم وبلاگ خوبی راه انداختی همونطوری که دوست داشتی اميدوارم موفق ياشی من که از نوشته هات لذت می برم .