فراق

 

تو اين فكر بودم كه حالا چند وقتيه چيزي ننوشتم چي بنويسم كه از دست اين آبديت كردن مدتي خلاص شم و از طرفي هم دلم راضي باشه از اونجا كه كمي دلم هم گرفته بود اين شعر حافظ رو مينويسم و چند تا خدايا هم آخرش ميگم ، خدا رو چي ديدي شايد التفاتي كرد....

<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

17.gif

زبان خامه ندارد سر بيان فراق

وگر نه شرح دهم با تو داستان فراق

رفيق خيل خياليم و همركيب شكيب

قرين آتش هجران و همقران فراق

دريغ مدت عمرم كه بر اميد وصال

به سر رسيد و نيامد بسر زمان فراق

چگونه باز كنم بال در هواي وصال

كه ريخت مرغ دلم پر در اشيان فراق

فلك  چو ديد سرم را اسير چنبر عشق

ببست گردن صبرم به ريسمان فرا ق

چگونه دعوي وصلت كنم به جان كه ، شده است

تنم وكيل قضا و دلم ضمان فراق

به پاي شوق گر اين ره به سر شدي حافظ

به دست هجر ندادي كسي عنان فراق

 

خدايا آنانكه از يارشان دروند به يارشان باز گردان و آنانكه از يارشان التفاتي بر آنها نيست  مهر بر دل يارشان بيفكن  كه فراق و جفا دو درد جانكاه  و طاقت فرساست

 

خدايا هر عشقي را كه به شكستي سر انجام است و فراقي آفريده است در دل عاشقي ، تو جايش بنشين كه دلهاي عاشق حرم توست

 

خدايا مرا رهنمون ساز به عشقي كه سر منشا آن تو باشي  كه پايانش نيز تو هستي و حلاوت وصالش وصف ناشدني است و خيال انگيز

 

خدايا اين عشقي كه به من دادي اگر از جنس توست سر انجامش بر خلاف عشقهاي ديگر است  كه هجران و درد و حسرت است كه  عشق تو پايانش رضاست

 

خدايا  ترا چه ميشود مرا هم چو دوستانم به يك باره عاشق شوي و عاشق كني و بخواهي فناي در خودت را برايم انچنان كه برايشان خواستي و ذوبشان كردي

 

خدايا اين تن خسته را تحمل گذر از اين مسير نيست و ترس از جاماندن ، بي راه ماندن و بي  همراه بودن  كشنده تر است از دريده شدن به دست  وحشيان بي رحم

 

خدايا كوچه هاي دلم را غبار گرفته ، همه چيز مات است ، اين خاكي كه بر سرم رفته و بر دلم نشسته را به نسيم رحمتت بر باد ده و تصويرت را در ائينه ي دلم نمايان نما

 

خدايا غروب را آفريدي كه بگوئي پاياني هست بر همه چيز غير خودت  دلگيرش كردي براي آنانكه بازنده بودند و شوقش دادي براي انانكه با دستان پر برگشتند

 

خدايا شب را آفريدي تا بگوئي بازندگان  را كه در ظلمت غوطه وريد و براي برندگان شب را وسيله اي براي ارامش خواستي

 

خدايا در پس شب صبحي آفريدي براي بازندگان تا بدانند در نا اميدي بسي اميد است و پايان ظلمت صبحي سپيد است  و اگر  مرد راه باشند  آن سوي تاريكي نوري است كه بر دلهاشان با شوق ميتابد  و صبح را هديه كردي براي آنانكه با  تو بودند تا فرصتي يابند كه بار با تو باشند

 

 خدايا روزهاي پر گناهمان ، غروبهاي دلگيرمان و شبهاي سنگين و ظلماني مان را به صبحي نويد بخش ختم كن  تا با انگيزه اي ناشي از رحمتت و حلاوتي از بخششت براي وصالت قدم برداريم و رضايت بدست آوريم

 

آمين  

 

 

/ 17 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
تنها مانده

کوچه های دل من خاموش است / آمدر در این چراغانی میان نور عرفانی در این کوچه / دلم تنگ است و تنما مانده است امشب / برای لحظه ای آرامش دل آمدم اینجا در این کوچه و خواندم متن زیبای دعایت را و چشمم ناگهان گریان از این دنیای بی رحمی که انسانی چو من را خوار کرده است و من اکنون سخت حیران وپشیمانم ز اعمال بد خویش نمیدانم سرانجامم چه خواهد شد من اکنون سخت تنهایم و میدانم خدای مهربانم هست اینجا و دردم غصه ام را خوب میداند و شاید مصلحت این است که من باشم در این کوچه تنهای تنها

دختر دريا و گوشماهيها

....خدايا گفتن و از او خواستن و نوشتن زيباست.... منتظر عاشقانه هاي شما هستم.... با بهترين ارزوها

فرهاد

سلام . اذين جان اينجا چه خبره ؟!!!!

ياس

سلام خسته نباشی مثل هميشه زيبا وقشنگ نوشتی . شب عاشقان بی دل چه شبی دراز باشد . یا علی

من تنها

سلام شما زیبا مینویسی و من با گریه میخونم این دعاها و شعر تون خیلی به دلم نشست اما............ ببخشید التماس دعا

ط-ح

سلام شعر متحرک زیبایی کنار وب لاگتون هست سخن عشق خیلی زیبا و با معنی بود شاعرش هر کی بوده عارف هم بوده لابد موفق و موید باشید

کوی دوست

سلام اولا قالبت کمی زیباتر شده بعدهم شرمنده کمتر به ظواهر بپردازید اصل را برسید رهرو آن هست که .........هفته معلم خیلی وقت تمام شده بعضی ها زمان را به فراموشی سپرده اند....یا حق

كبوتر حرم

سلام. آمين آمين .... انشالله که همّ دعا هاتون مستجاب بشه . به ما سر بزنيد . برای سلامتی امام زمان صلوات . يا علی التماس دعا

Hamid-Hilda

خدايا اگر همه دهانها همت کنند و همه حنجره ها پنجره ذوقشان را به سمت عشق بگشايند تو را نمی توانند بسرايند...ای خوشبو تر از پيراهن يوسف!ای خوش آوا تر تيشه فرهاد! ای دلنشين تر از نگاه ليلی!ای زيباتر از ديدار!ای خواستنی تر از عشق!ای ماندنی تر از خاطره!روح خسته مرا به شاخه های پر شکوفه کرامتت پيوند بزن و دل خفته ام را از پشت نزديکترين سياره صدا کن!...سلام...زيبا نوشتيد...اميد که خداوند عشق صدای دل عاشقتان را بشنود و درهای اجابت را برويتان بگشايد...قصور ما را بر ما ببخشيد...آريايی باشيد و اهورايی...