چه جوری بريم كه برسيم !!؟؟

<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

 

 

 

 

اسرار حقيقت نشود حل به سوال

ني نيز به در باختن  حشمت و مال

تا ديده و دل خون نشود پنجه سال

از قال كسي را نبود راه به حال

خب در ادامه مطلبي كه در خصوص كوچه هاي دل نوشتم و دوستان هم لطف كردن و نظراتي دادند منهم به تقليد از دوست خوبم كوي دوست ميخام سوال كنم ، حالا بنظر شما كه اين مطلب رو خونديد:

 بهترين راه عملي براي اينكه كوچه هاي پر از تعلقات  دنيائي دلمان را( و يا باز به قول كوي دوست كه اينقدر روي اين  دريا و اقيانوس حساسه و نفهميديم كه چطوري  دريا را   به يك كوچه به نام كوي دوست  ميخاد متصل كنه )    به شاهراه اصلي حقيقت همون نور واحد و اقيانوس بي انتها   متصل كنيم چيست ؟

چه اينكه  در طول تاريخ شاهد بر اين مطلب هستيم كه بسياري از  افراد زحمات زيادي در  اين وادي كشيده اند و در انتها ، خود گلايه دارند از تلف كردن عمرشان و شيوه هائي كه براي رسيدن به دوست  انتخاب كردن ،  پس تفكر در اين مسير ضروری  بنظر ميرسه تا اگر به سرمان زد  ما هم عمرمان را به بطالت نگذرانيم

عمري گذشت و ره نبرديم به كوي دوست

مجلس تمام گشت و نديديم روي دوست

 و يا

از بحث و درس و مدرسه ام حاصلي نشد

كي ميتوان رسيد به دريا از اين سراب

هرچه فرا گرفتم هر چه ورق زدم

چيزي نبود غير حجابي پس از حجاب

البته شايد خيلي ها هم نظرشون اين باشه كه بابا ما مسائل مهمتر و اساسي تري را در مسائل اعتقاديمون  مثل اينكه  اصول دين چند تاست و از كی چند تا شده رو بلد نيستيم و  اينكه دين خودمون رو نشناختيم و بريم  به اين قيبل مسائل اعتقادي  بپردازيم تا چيزي حاليمون بشه. ولي من ميخام بگم اون پير مرد روستائي و يا بي سوادي كه يهو سيمش وصل ميشه و... چيكار كردن؟  لابد اومدن تو وبلاگها تحقيق كردن ! و دينشون رو همينجوري از پدر مادراشون قبول نكردن و سالها عمر گذاشتن !  نه عزيزان يه چيزائي هست كه تو حساب كتابهاي ما نميگنجه تو كلمات  غلمبه  فلسفي و حوزوي   نمياد تو درس و بحث بهش نميرسي و...  من اونا رو ميخام بدونم كه چطور ميشه شيخ رجبعلي خياط ميشه شيخ رجبعلي عارف و جز صالحين مياد  اينو ميخام بپرسم ؟ شايد هم ندونم اصول دين از كي  پنج تا شده اصلا مهم نيست  كه ما اگه اولين اصلشو درست درك كنيم   بنظرم نيازي به بقيه ش نيست و.... 

راهنمائي كنيد  صالحات باقيات براي خودتون رقم زديد . يا حق

 

/ 7 نظر / 8 بازدید
ایمان

واما چگونه می توان ره صد ساله را یک شبه رفت این شیفتگان که در صراطند همه/جوینده چشمه حیاتند همه /حق می طلبند وخود ندانند آن را /در آب به دنبال فراتند همه /من اینجا بجا دیدم سخنان بزرگواری را بیان نمایم .دخترم در رفع حجب کوش نه در جمع کتب ؛گیرم کتب عرفانی وفلسفی را از بازار به منزل واز محلی به محلی انتقال دادی ویا آنکه که نفس خود را انبار الفاظ واصطلاحات کردی ودر مجالس ومحافل آنچه در چنته داشتی عرضه کردی وبا فریب شیطانی ونفس اماره خبیث تر از شیطان محموله خود را سنگینتر کردی وبا لعبه ابلیس مجلس ارا شدی........آیا با این محموله های بسیار به حجب خود افزودی یا از حجب کاستی؟......نمی گویم از علم وعرفان وفلسفه بگریز وبا جهل عمر بگذران که این انحراف هست؛می گویم کوشش ومجاهده کن که انگیزه ،الهی وبرای دوست باشدواگر عرضه کنی برای خدا وتربیت بندگان او باشد نه برای ریا وخود نمایی........ دخترم :آفات زیاد بر سر راه است .هر عضوظاهر وباطن ما افتها دارد که هر یک حجابی است که اگر از آن نگذریم به اول قدم سلوک الی الله نرسیدیم.......

درویش پا برهنه

سلام و درود به دوست و همراه عزيز.از اين مطلبتون هم مثل بقيه استفاده کردم.موفق باشيدوالتماس دعا.

رهگذر

مطالبتان زیبا وخواندنی بود ای کاش راه آدم شدن را می دانستیم.

علی

متنت را خواندم .به نظر من ما باید از خودمان بگذریم تا بتوانیم به خدا برسیم .بهرحال بازهم سر می زنم موفق باشید

mohadese

بايد با پای دل بريم ،اون جوری شايد ،نه حتما ميرسيم...راستی سلام

علي

وبلاگ خوبي داري - قشنگه - ديگه چي بايد بگم - نميدونم - خدا حافظ - به وبلاگ منهم سر نزن اخه من وبلاگ ندارم