اينم مدل جديدش !!!

 

سلام <?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

اين بار اينقدر كه گفتند متنوع بنويس از رو رفتم و تصميم گرفتم گوشه هاي از كتاب زيباي شازده كوچولو نوشته ي آنتوان دوسن تگزوپزي  ترجمه ي احمد شاملو رو بنويسم اميد مقبول نظر بيفتد !!!

شهريار كوچولو پاش كه به زمين رسيد چشمش به چنبره اي مهتابي و رنگي خورد كه روي ماسه ها جابجا ميشد

 سلام كرد 

 مار گفت : سلام .... شهريار كوچولو گفت : رو چه سياره اي پائين اومدم .....مار گفت : روي زمين  توي كوير در قاره ي افريقا  ............شهريار گفت اينجا ادمها نيستند.... مار گفت : تو كوير  ادمها زندگي نميكنن  و باز گفت : اومدي اينجا چيكار ..... شهريار گفت : اينجا تو كوير ادم احساس تنهائي ميكنه ........

مار ادامه داد : پيش ادمها  هم احساس تنهائي ميكني ....

شهريار گفت : تو چه جانور عجيبي هستي مثل يه انگشت پا هم نداري حركت كني  .....

اون گفت  : درسته ولي از انگشت يك پادشاه  مقتدر ترم  اگه كسي و لمس كنم به جائي ميبرمش كه هيچ كشتي هم نتونه اون اونجا ببره من ميتونم  هر كسي رو از خاكي كه اومده به خاك برش گردونم و لي تو پاكي و.....

شهريار كوچولو  كوير رو زير پا كرد و فقط به يه گل  با سه برگ رسيد ، يه گل ناچيز 

 سلام كرد

 گل جواب داد ...... ازش پرسيد : ادمها كجاند ؟

 گل كه روزگاري عبور كارواني رو ديده بود گفت : 

فكر كنم ازشون چند تائي باقي مونده باشه  سالها پيش ديدمشون ولي نميدونم كجان .  باد اونها رو اين ور و اون ور ميبره !

 نه اينكه  ريشه ندارند ! اين بي ريشگي حسابي اسباب درد سر شده !!

 شهريار كوچولو همينجوري راهشو ادامه داد از كوه و دشتها گذشت تا به گلزاري و باغاتي رسيد 

 يكي سلام كرد !!

.

 اون جواب داد گفت تو كي هستي ؟.... گفت من اينجام زير درخت سيب .... شهريار ديدش گفت تو چه زيبائي !! ... اون گفت خب من روباهم ! ... شهيار گفت بيا با من بازي كن حوصله ام سر رفته

 روباه گفت :  نميشه من هنوز اهلي نشده ام  تو اهل كجائي ؟ پي چه ميگردي ؟

شهريار گفت : پي  آدمها ميخام يه دوست پيدا كنم  !!! نگفتي اهلي گردن يعني چي ؟

 روباره گفت : چيزي كه پاك فراموش  شده همينه ، معنيش ايجاد علاقه است ، مثلا تو براي من يه پسر بچه اي مثل صد ها هزار بچه ي ديگر و منهم براي تو روباهم مثل بقيه روباه ها  ولي وقتي تو منو اهلي كردي هر دو تا مون به هم احتياج پيدا ميكنيم، تو براي من ميان  همه ي دنيا موجود يگانه اي ميشي من براي تو !!.....

شهريار گفت : خيلي دوست دارم و لي وقت ندارم

روباه گفت : آدمها فقط از چيزهائي كه اهلي ميكنن مي توانند سر در بيارن ادمها براي سر در آوردن از چيزهاي ديگه وقت ندارن ، همه چيز رو همينجوري حاضر و آماده  از دكان ميخرند  ... و چون دكاني نيست كه دوست معامله كنه..آدمها مانده اند بي دوست و....

 بابا بريد بقيشو خودتون بخونيد جالبه فكر كنم يه معاني هم داشته باشه !!!!

 

/ 19 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ط ح

سلم بر دوست منم تولد امام حسن عسگری(ع) به شما تبریک میگم و تعجیل فرزند پاکش امام مهدی (ع) حجت خدا رو آرزومندم در پناه عشق ابوالفضل

مهدی

سلام خوبی عزيز من بهت لينک دادم اگه ما رو قابل دونستی به من لينک بده برای من افتخاره که به من سز بزنی .اگه برات زحمتی نيست برام اف بزار يا ايميل بزن کارت دارم. mehdi_df_2002 موفق باشی.خداحافظ

Farshad

سلام دوست عزيز مطلبت قشنگ بود موفق باشی..اگه وقط کردي يه سرم به ما بزن ممنون میشم..مرسي...باي

خودم

راستي اين پروانه رو هديه ميكنم به استاد ارجمندم ط -ح كه هميشه با نظراتش منو راهنمائي ميكنه و در ساخت اين وبلاگ بيشتر از من سهيم هست

ليلا

سلا م من اولين باره كه به اينجا سر ميزنم/وبلاگت خيلي قشنگه/اميدوارم بازم سربزنم وچيزهاي قشنگتري ببينم

ط ح

/السلام علیک یا بنت ولی الله/ سلام بر تو ای بانوی غریب نوازی که در برهوت غربت خاموش گشته ای من بنده گنهکار اما عاشق کویت به سوی حریم مقدس حرمت می آیم تا چشمانم ببارند و وجودم را صاف و زلال سازد مرا بپذیر که سخت محتاج و نیازمندم. شهادت حضرت معصومه(ع)را به همه دوستان عاشق تسلیت عرض میکنم. در پایان از دوست خوبمان آذین سپاسگزارم من شایسته اینهمه لطف نیستم یک وظیفه دوستی است و ایشان استاد بنده هستند من در کنار دوستان هستم و همیشه خواهد بود از کوی دوست هم به خاطر محبتشون سپاسگزارم ببخشید باید بهتر قدردانی کنم اما یه مقدار حالم خوب نیست یا حق در پناه عشق علی

بی نشان

امشب دوباره چه دلتنگم / چشمهایم بارانیست /بغض راه نفسم را بسته/حضرت دوست خدایا مددی / عشق عالم یا ابالفضل/نور هستی یا علی جان/ غم عالم به یرو آممده باز / کس نمیداند به فریادم رسید/ من غریب و بی کس و نالان و گریان آمدم دستم بگیر و گریه امانم نمیدهد یارا

در سکوت هم رازی است

بگذر شبی به خلوت این هم نشین درد/تا شرح آن دهم که غمت با دلم چه کرد/خون می رود نهفته از این زخم اندرون /ماندم خموش وآه که فریاد داشت درد/این طرفه بین که با همه سیل بلا که ریخت/داغ محبت تو به دلها نگشت سرد/من برنخیزم از سررراه وفای تو/از هستی ام اگر چه برانگیختند گرد/روزی که جان فداکنمت باورت شود/دردا که جز به مرگ نسنجند قدر ما/ساقی بیار جام صبوحی که شب نماند...............................................................

ياس

سلام خسته نباشی قصه گو بابا آخر وبلاگ

a

متنوع نوشتن يعنی هر چيزی که به ذهن می رسه بنويسی اين غلط هست شازده کوچولو اگر ده نکته خوب اما از لحاظ علمی کم داشته باشه ما متونی داريم که حتی موش و گربه ما از اون از لحاظ علمی بالاتر هست ايا متنوع نوشتن به معنی اينه که سطح پائين بنويسی يا هرچی دلت خواست بنويسی اين نشد منطق درست