نيكو كاري

روزي <?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

خواهم آمد ، وپيامي خواهم آورد

در رگها، خواهم ريخت .

و صدا در خواهم داد: اي سبد هاتان پر خواب ! سيب

آوردم ، سيب سرخ خورشيد.

خواهم آمد ، گل ياسي به گدا خواهم داد.

زن زيباي جذامي را ، گوشواري ديگر خواهم بخشيد.

كور را خواهم گفت : چه تماشا دارد باغ !

روي پل دختركي بي پاست ، دب اكبر را برگردن او خواهم آويخت .

من گره خواهم زد ، چشمان را با خورشيد ،دل ها را با عشق ،

سايه ها را با آب ، شاخه ها را با باد.

آشتي خواهم داد.

آشنا خواهم كرد .

راه خواهم رفت .

نور خواهم خورد .

دوست خواهم داشت .

              خب دوستان عزيز من قرار كرده بودم به مناسبت ماه محرم وبلاگ رو اختصاصي محرم نامه كنم

             اما مطلب مهمي  به ذهنم رسيد ،  عزيزان من اين روزها ي اخر سال همچنان كه ميبينيم و

              ميشنويم و خودمان هم درگير آن هستيم همه  با يك شتاب نشاط آوري  به دنبال طي كردن واپسين

            روزهاي سال هستيم و خود را براي بهار و نو شدن و تازه شروع كردن اماده ميكنيم ، اري عيد نوروز

           ، تصوري كه در ذهن همه نقش بسته از اين عيد نو شدن و تغيير كردن است ، همچنان كه در

            ادعيه نيز امده يا محول الحول و الاحوال ،

           حال براي اين تغييرات و نو شدن و آغاز كردن رسوماتي در بين ما ايرانيان هست و تجلي آن را در بچه

           در روزهاي اول عيد ميبينم   ، بيائيد ما هم غير از البسه دلهامان را نو كنيم با خريد محبت  قلبها را يكي

           كنيم با كمك كردن به همنوعان و در اين اقدام خدا پسندانه كه از سوي كميته  امداد برپا ميشود حضوري

          سبز و زيبا داشته باشيم ، جمله اي  كنتس برتا ديدم و خيلي قشنگ بود با اين عنوان:

بعد از فعل عاشق شدن ياري دادن زيبا ترين فعل جهان است

بيائيد ما اين فعل زيبا را در آخرين روزهاي سال به منصه حضور بگذاريم و همه در

 جشن نيكوكاري شركت كنيم .

 

 

 

 

/ 4 نظر / 8 بازدید
FLuenCy

به منم لینک میدی؟

سيد محسن

سلام ...... انشاء الله که با بر قراری عدالت مستمندی در جامعه نداشته باشيم . به اميد ظهور آقا امام زمان ......... در پناه حضرت دوست

ایمان

سال ها یکی پس از دیگری می گذرد وهر زمان با هم این دعا را می خوانیم وبه تماشای دیدن شکوفه های درختان می رویم .درختانی که بعداز خوابی طولانی دگرباره چشمان خمارشان را می گشایند وبه آسمان آبی لبخند می زنند ولی من خودم اصلا نزدیک شدن ورودسال جدید را دوست ندارم دلتنگ همه کسانی هستم که اکنون جایشان خالی ست لبخند گرمشان مدت هاست در زیر خروارها خاک مدفون شده است .ای کاش بودند ...........نمی دانم در کدامین بهار ما هم هیزمی خواهیم شد به دست هیزم شکن وطراوتی وشکوفه ای نخواهیم دادوباران بر مزار سرد وسنگی ما خواهد بارید آنجا چگونه خواهیم گفت یا محول الحول والحوال.. همه چیز فانیست واو باقی.یا حق

rooz

سال نو مبارک خيلی قشنگ بود