هيچكس را تا نگردد او فنا            نيست ره در بارگاه كبريا <?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

گر چه آن وصلت بقا اندر بقاست     ليك در اول فنا اندر فناست

فنا در لغت به معني نيست شدن و نابود شدن است (نيستي و نابودي ) و در عرفان به عنوان پايان يك مرحله از خودشناسي است .

عارف براي رسيدن به اگاهي عرفاني  بايد مراحلي را پشت سر بگذارد و به سير و سلوك پرداخته و از مراتب و درجاتي بگذرد . يكي از اين درجات كه بسيار پر اهميت و براي عده ي قليلي دست يافتني است  همين درجه است . يعني اينكه  فرد  خود را از خود خالي كند و از خود بگذرد و هستي خود را براندازد و بداند كه همه نيست اند جز از وي و هر چه هست از اوست

تو را ز دوست بگويم حكايتي بي پوست  

همه از اوست و گر نيك بنگري همه  اوست

 همانطوري كه ميدانيد عرفان دراسلام به دو بخش عرفان عملي و نظري تقسيم  بندي ميشود . درجه فنا در عرفان عملي قرار دارد كه عبارتست  از اجراي يك برنامه دقيق و پر مشقت جهت گذشتن از مراحل و منازل و رسيدن به مقامات و احوالي در راه دست يافتن به اگاهي عرفاني و نيل به توحيد و فنا كه از آن به طريقت تعبير مي شود .

از ديدگاه عرفان  اسلامی  اين حركت  سمت  و سوئي دارد كه از شريعت ( احكام اسلامي ) آغاز و مراحل مختلفي را بدنبال دارد كه ميدان نود و نهم آن فناست و ميدان صدم آن بقاست .

فنا داراي مراحلي است

1-فنا افعالي :  هر فعلي را از خدا دانستن ، نه فاعلي ديگر و بعبارت ديگر نفي تمام فاعلها جز حق تعالي (اين مرتبه را محو گويند )

2-فنا صفاتي : اوصاف كمالي هر چيز را وصف خدا دانست يعني هر صفتي  به حد كمال در موجودات هست را نفي و همه را از اوصاف خدا دانست كه در آن موجود به كمال رسيده است ( اين مرتبه را طمس گويند)

3-  فنا ذاتي : نفي ذات و هستي هر آنچه غير حق تعالي است ( اين مرتبه را محق يا حق اليقين گويند )

پس آنچه مورد دعوي ماست در بحث فنا ، ديدن خدا و نديدن خود است چنانكه حافظ عليه الرحمه ميگويد:                      

ميان عاشق و معشوق هيچ حايل نيست

تو خود حجاب خودي حافظ از ميان برخيز

 

اشاره به يك نكته را كه در نوشته اي خواندم ضروري ميدانم و آن اين مطلب است :

«از ديدگاه اسلامي سير و سلوك عرفاني بخش دقيق تر و لطيف تر شريعت است نه راهي مستقل در كنار راه شرع . اگر اصطلاح شريعت را به احكام ظاهري اختصاص دهيم بايد گفت طريقت در طول شريعت يا در باطن آن قرار دارد ؛ براي مثال  شريعت احكام ظاهري نماز را تعيين ميكند و طريقت عهده دار راههاي تمركز حواس و حضور قلب و شروط كمال عبادات است »

پس كسانيكه اين راه را ميخواهند پيش بگيرند ضروري است براي به نتيجه رسيدن ابتدا به پايبندي خود به احكام اسلامي توجه كنند .

گر بوي نمي بري در اين كوي ميا

گر جامه نمي كني در اين جوي ميا

آن سوي كه سويه ها از آن سوي آيد

مي باش در ان سوي و بدين سوي ميا

 

اين بحث ادامه خواهد داشت .

/ 18 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
عقيق

عزادازهاتون مقبول حضرت دوست.

alireza

فقط ادعا ٬ فقط ريا و چاخان. ظاهر مومن باطن شيطان

نياز

همه از اوست و ديگر هيچ. خيلی عالی بود منتظر بقيه اش هستيم.ياحق

هجر گل

سلام دوست عزیز درمورد عرفان واون ریاضتی که نوشتی این چه دینی هست که اینقدر باید سختی بکشیم واز همه نعمت های دنیوی چشم بپوشیم تا به بقا برسیم از نظر من این تعریفی که شما عطا کردی یعنی بشیم یک مرتاض هندی تا بتونیم مورد رضای حق واقع بشیم .پس در یک جمله از نوشته های شما می شه برداشت کرد باید فقط سختی کشید از همه صفاتی که خداوند به طور ذاتی در ما ودیعه گذاشته چشم پوشید وسرکوب کرد تا عارف شد .................... ولی من می گم عرفان یعنی از خود گذشتن تا بخدا رسیدن حالا معنی ان چیست وچطوری از خودمون بگذریم هر کسیک مفهوم برداشت می کنه ؟ درمورد پایبندی به احکام دینی پس باید بیشترین عرفان در روحانیون ظاهر شود چون متعهد به مسائل مذهبی هستند ودر این باب بر همه پیشی می گیرند ولی در عمل هیچ کدام از این ریاضت هاشون نتونسته اونا رو از خودشون برهاند ورها کند ................... موفق باشی یا حق

ط.م

خيلی پر بار بود انشاءالله که بتونم دوباره بيام

الهه ناز

سلام... هرچي نوشتم پاك شد... قسمت بود فقط بگم سلام و التماس دعا...

سعیدی راد

سلام دوست خوبم. عزاداری هايتان قبول!... التماس دعا.

ملیکا

ببخشيد آدرس اشتباهی شد........منتظر حضورتون ميمونم.

ملیکا

با عرض سلام و تسليت. وب خيلی خيلی زيبا و جذابی داريد. انشالله که هميشه موفق و مويد باشيد. در پناه حضرت حق و امام زمان. بدرود

آرش

گرچه منزل بس خطرناک است و منزل ناپديد------ هيچ راهی نيست کاو را نيست پايان غم مخور. حافظ